الشيخ أبو الفتوح الرازي

281

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و محبّت او ما را ارادت او باشد و ( 1 ) ثواب و نفع ما را ، و محبّت ما يكديگر را [ 418 - ر ] اراده نفع ( 2 ) و خير باشد در حقّ محبوب . امّا اين لفظ را در او خلاف كردند ، و محبّت براى اشتباهش به ميل طباع جارى مجراى شهوت باشد في تعلقها بالذوات الباقية ، از اين جا گويند : احببت زيدا ، و لا يقولون اردت زيدا ، و چون تعلَّق به حوادث دارد خود بر حقيقت خويشتن باشد ، و احببت فلانا فهو محبوب ، اين مفعول نه از بناى فعل باشد و كلام عرب بر اين است . و زجّاج گفت از كسائى كه : حببت فلانا فهو محبوب آمده است ، و احبّه ( 3 ) فهو محبّ ، كما قال عنتره : و لقد نزلت فلا تظنّي غيره عندي ( 4 ) بمنزلة المحبّ المكرم . و فرّاء گفت : حببت لغتى متروك است ، و لفظ او اين است كه هذه لغة قد ماتت ، گفت : مرده است اين لغت ، يعنى حببت . و شك نيست كه متروك است مستعمل در فعل احببت است و در مفعول او محبوب على خلاف القياس آمد . و * ( يُحْبِبْكُمُ اللَّه ) * ، مجزوم است به جزاى شرط . و رسول - عليه السلام - گفت : از شرايط و علامات ايمان : الحب في الله و البغض في الله ، آن است كه دوستى و دشمنى براى خدا كنى . و رسول - عليه السلام - گفت : اذا اراد احدكم ان يجد حلاوة الايمان فليحبّ المرء لا يحبّه الَّا للَّه ، گفت : چون بنده خواهد كه حلاوت ايمان در دل خود بيابد ( 5 ) ، آن را كه دوست دارد جز براى خدا دوست ندارد . و رسول - عليه السلام - گفت : شرك در امّت من پوشيده تر است از رفتن مورچه خرد ( 6 ) در شب سياه بر سنگ نرم ، و كمينه او آن است كه : مرد كسى را دوست دارد بر ظلمى يا دشمنش دارد بر عدلى ، و دين هست ( 7 ) الَّا دوستى و دشمنى ؟ آنگه اين آيت برخواند : * ( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه ) * - الاية .

--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 2 ) . مب : ضرّ . ( 3 ) . وز ، آج ، لب ، فق : فاحبّه . ( 4 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها ، تفسير قرطبى ( 4 / 60 ) و تبيان ( 2 / 438 ) : منّى . ( 5 ) . دب : بياود / بيايد . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خورد . ( 7 ) . آج : نيست .